ترجمه "observador" به فارسی

مراقب, فریس, مراعات کننده بهترین ترجمه های "observador" به فارسی هستند.

observador adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مراقب

    adjective noun
  • فریس

    noun
  • مراعات کننده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مشاهده کننده
    • مفسر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " observador " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "observador" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه