ترجمه "observar" به فارسی
جاسوس بودن, دیدن, کشف کردن بهترین ترجمه های "observar" به فارسی هستند.
observar
verb
دستور زبان
-
جاسوس بودن
verb -
دیدن
verb -
کشف کردن
verbEl meu equip ha descobert una galàxia molt poc comuna que no s'assembla gens a cap altra que s'hagi observat abans.
و تیم من یکی از کمیابترینهای آن را کشف کرده، کهکشانی که شبیه به هیچ یک از مشاهدات قبلی نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " observar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "observar"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن