ترجمه "passatger" به فارسی

مسافر, سرنشین, ناپایدار بهترین ترجمه های "passatger" به فارسی هستند.

passatger adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مسافر

    noun

    I la llesta de passatgers amb 102 persones a bord.

    و اينم ليست مسافران با 102 مسافر که توي هواپيما هستن.

  • سرنشین

    persones que viatgen en un vehicle sense gestionar-lo

  • ناپایدار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • گذرنده
    • یومیه
    • یکروزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " passatger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "passatger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "passatger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه