ترجمه "passat" به فارسی
کذشته, گذشته, بوی ناگرفته بهترین ترجمه های "passat" به فارسی هستند.
passat
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
کذشته
-
گذشته
adjective nounSobre si escollirem parar de repetir els errors del passat.
درباره این است که آیا ما تصمیم داریم که اشتباههای گذشته را تکرار کنیم یا نه.
-
بوی ناگرفته
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بیات
- زمان گذشته
- سال گذشته
- قدیمی
- مبتذل
- متعفن
- پارسال
- گذشته ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "passat" با ترجمه به فارسی
-
گذرگاه عابران پیاده
-
پس فردا · پسفردا
-
حذف کردن
-
گنجشک سینهسیاه
-
تنگه خیبر
-
سال گذشته · پارسال
-
جریمه دادن · مبالغه کردن در
-
اثر پا · خرامیدن · خروج · قدم (اسب) · مرحله · کوچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن