ترجمه "pastar" به فارسی
سرشتن, ورزیدن بهترین ترجمه های "pastar" به فارسی هستند.
pastar
Verb
دستور زبان
-
سرشتن
verb -
ورزیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pastar" با ترجمه به فارسی
-
خمیر بریزه
-
خمیر دندان
-
خمیر فیلو
-
استفاده نامشروع · بولکی · جیفه دنیا · خمیر · سود · شیرینی · غارت · مال · مال حرام · مال دنیا · نان · پاستا · پول · چپاول · کاهو · گرده
-
خمیردندان
-
خمیر هزار برگ
-
شیرینی
-
رب (عصاره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن