ترجمه "pasta" به فارسی
پاستا, خمیر, استفاده نامشروع بهترین ترجمه های "pasta" به فارسی هستند.
pasta
noun
feminine
دستور زبان
-
پاستا
nountipus d'aliment elaborat amb farina de blat i aigua
i em deia que mengés més mandonguilles i pasta,
و بهم می گفت بیشتر کوفته قلقلی و پاستا بخورم،
-
خمیر
nounI la pasta de sucre?
اون خمیر شکری چطور؟ اون ۱۵۰ برابر مقاومت الکتریکیش بیشتر از خمیر نمکی هست.
-
استفاده نامشروع
noun
-
ترجمه های کمتر
- بولکی
- جیفه دنیا
- سود
- شیرینی
- غارت
- مال
- مال حرام
- مال دنیا
- نان
- پول
- چپاول
- کاهو
- گرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pasta" با ترجمه به فارسی
-
خمیر بریزه
-
خمیر دندان
-
خمیر فیلو
-
خمیردندان
-
خمیر هزار برگ
-
شیرینی
-
سرشتن · ورزیدن
-
رب (عصاره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن