ترجمه "pit" به فارسی
پستان, سینه, سینه انسان بهترین ترجمه های "pit" به فارسی هستند.
pit
noun
masculine
دستور زبان
-
پستان
nounI és que els pits s'han convertit en òrgans polítics.
چون پستان به یک ارگان سیاسی تبدیل شده است.
-
سینه
nounAixò és el cap, això el pit, es pot entreveure l'entrada.
این سر اوست و اینجا سینه، میتوانید در واقع آغاز را ببینید.
-
سینه انسان
noun
-
ترجمه های کمتر
- قفسه سینه
- ممه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pit" با ترجمه به فارسی
-
کمرکولی کارولینا
-
آنژین صدری
-
کبوتر میوهخوار سینهسرخ
-
سینه انسان
-
پستان
-
سینه انسان
-
برش · سنجاق سینه · گل سینه
-
سینه سرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن