ترجمه "plaga" به فارسی

آفت کشاورزی, لاب ‘تفا, ریش بهترین ترجمه های "plaga" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Si us plau, perdoneu per interrompre. ↔ لطفاً ببخشین که مزاحم شدم

plaga
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • آفت کشاورزی

  • لاب ‘تفا

  • ریش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ریشی
    • زخم
    • زنگار
    • مزاحم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plaga" با ترجمه به فارسی

  • مهار آفت
  • خواهش میکنم · لطفا · مهربانی
  • خوشحال کردن · خوشحالی کردن · خوشنود کردن · دوست داشتن · سرگرم کردن · شاد شدن · لذت بردن از · لطفا · کیف کردن
  • کنترل زیستی آفت
  • خوب
اضافه کردن

ترجمه های "plaga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Com hem après, Faraó va dir als israelites que marxessin d’Egipte després que Déu portés la desena plaga sobre els egipcis.
همان طور که یاد گرفتیم، فرعون بعد از اینکه خدا بلای دهم را بر سر مصریان آورد، به اسرائیلیان گفت که مصر را ترک کنند.
Però al final, després de la desena plaga, Faraó va deixar que els israelites marxessin.
اما سرانجام بعد از بلای دهم، فرعون اسرائیلیان را رها کرد.
A molts països, els sistemes legal i judicial són tan complexos i estan tan plagats d’injustícies, prejudicis i incoherències que han fet que molta gent s’acabi indignant.
در بسیاری از کشورها، دستگاههای قضایی و حقوقی به قدری پیچیده و مملوّ از بیعدالتی، پیشداوری، و تناقض است که مردم را از قانون گریزان ساخته است.
Tant si és literal com si no, la plaga acabarà amb les terribles amenaces d’aquests.
در آن روز «چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان کاهیده خواهد گشت.»
Vostès són una plaga.
شماها طاعون هستيد.