ترجمه "plana" به فارسی

جلگه, مرغزار, هامون بهترین ترجمه های "plana" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: La distància entre el planeta % # i el % # és % # anys llum. Una nau que surti aquest torn arribarà el torn % ↔ فاصله از سیارۀ % # تا سیارۀ % # ، % # سال نوری است. سفینۀ فضایی که این نوبت را رها می‌‌کند در نوبت % # وارد می‌شود

plana adjective
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • جلگه

    noun
  • مرغزار

    noun
  • هامون

    noun
  • چمن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plana " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plana
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • جلگه

    noun

عباراتی شبیه به "plana" با ترجمه به فارسی

  • صفحه مختلط
  • لیکن پلان
  • برنامه · برنامه اموزشی · برنامه تحصیلی · دوره تحصیلات · رئوس مطالب
  • صندوق بازنشستگی
  • نوشته ساده
  • هندسه مسطحه
  • pla
    استراتژی · برنامه · تخت · تدبیر · تنک · جلگه · صاف · صفحه · طرح · فشرده · متراکم · مرغزار · مسطح · مسطّح · نقشه · هامون · هموار · چمن · کم عمق
  • دشت آبرفتی
اضافه کردن

ترجمه های "plana" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

La distància entre el planeta % # i el % # és % # anys llum. Una nau que surti aquest torn arribarà el torn %
فاصله از سیارۀ % # تا سیارۀ % # ، % # سال نوری است. سفینۀ فضایی که این نوبت را رها می‌‌کند در نوبت % # وارد می‌شود
Convida l’auditori a comentar quins plans han fet per llegir la lectura bíblica per al Memorial.
از حضار بپرسید که چگونه برنامهٔ خواندن کتاب مقدّس برای ایّام یادبود مرگ مسیح را در برنامهٔ زندگی خود میگنجانند.
I de fet, el cervell d'un nadó sembla ser l'ordinador d'aprenentatge més poderós del planeta.
و در واقع مغز بچه بهنظر میرسه که قویترین کامپیوتر یادگیری روی زمین باشه.
Escolteu als polítics d'avui amb els seus plans complets de 12 punts.
حالا به سیاستمداران گوش دهید، با برنامه های جامع ۱۲ نکته ای شان.
Avui les coses no surten en absolut com les va planejar.
امروز ، اونطوري که برنامه ريزي کرده بودي نميشه