ترجمه "plat" به فارسی
بشقاب, سنج بهترین ترجمه های "plat" به فارسی هستند.
plat
noun
masculine
دستور زبان
-
بشقاب
nounEm sap greu senyor s'han de servir tres plats.
معذرت می خوام ولی برای هر نفر سه بشقاب غذا قانونیه
-
سنج
Suffix noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plat"
عباراتی شبیه به "plat" با ترجمه به فارسی
-
بشقاب پرنده
-
خوراک اصلی
-
تمرین تیراندازی
-
غذای سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن