ترجمه "plata" به فارسی
نقره, سیم, سيم بهترین ترجمه های "plata" به فارسی هستند.
plata
noun
feminine
دستور زبان
-
نقره
nounاز عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
Abans de marxar, els israelites van demanar als egipcis roba i coses d’or i plata.
پیش از رفتن، اسرائیلیان از مصریان لباسها و چیزهای ساخته شده از طلا و نقره خواستند.
-
سیم
noun -
سيم
-
ترجمه های کمتر
- نقرهای
- سینی
- ظروف نقره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plata"
عباراتی شبیه به "plata" با ترجمه به فارسی
-
ورشو
-
یدید نقره
-
نقره کلرید
-
نقره(I) اکسید
-
ریو دلا پلاتا
-
ظرف نقره · نقره اندود
-
ورشو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن