ترجمه "port" به فارسی

لنگرگاه, بندر, درگاه بهترین ترجمه های "port" به فارسی هستند.

port noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • لنگرگاه

    noun

    Girarà cap a la dreta i anirà al port del Drapaire.

    به جاش ميره به سمت راست و وارد لنگرگاه رگمن ميشه

  • بندر

    noun

    Pfizer els dóna i també en paga el transport fins al port del país.

    اینها توسط فایزر اهدا میشوند، کسی که هزینه حمل این داروها تا بندر کشور مقصد را نیز میپردازد.

  • درگاه

    noun

    port informàtic

    Aquí podeu triar el port sèrie al que connecteu la càmera

    در اینجا باید درگاه متوالی ، که دوربین را به آن متصل می‌کنید انتخاب کنید

  • ترجمه های کمتر

    • langargâh
    • بار
    • بار کشتی
    • بارانداز
    • بندرگاه
    • جتی
    • حالت
    • درگاه رایانه
    • شهر ساحلی
    • پناهگاه
    • کرایه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " port " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "port" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "port" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه