ترجمه "porta" به فارسی

در, جای در, دروازه بهترین ترجمه های "porta" به فارسی هستند.

porta noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    noun

    estructura mòbil que s'usa per obrir i tancar una entrada

    Els quads porten inventats ja una bona temporada.

    کواد ها مدت زیادی است که در کار های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند.

  • جای در

    noun
  • دروازه

    noun

    Una noia i els seus amics sortiran per la porta a mitjanit.

    دخترک و دوستاش نيمه شب از دروازه رد ميشن.

  • راهرو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " porta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "porta"

عباراتی شبیه به "porta" با ترجمه به فارسی

  • زیره به کرمان بردن
  • پورت ویلا
  • تفرجگاه ساحلی · مارینا
  • صفحه عنوان · صفحه عنوان کتاب
  • بندر مقصد
  • پورت او پرنس
  • درب پشتی
  • langargâh · بار · بار کشتی · بارانداز · بندر · بندرگاه · جتی · حالت · درگاه · درگاه رایانه · شهر ساحلی · لنگرگاه · پناهگاه · کرایه
اضافه کردن

ترجمه های "porta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه