ترجمه "promesa" به فارسی

اینده, نامزد, نوید بهترین ترجمه های "promesa" به فارسی هستند.

promesa noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اینده

    noun
  • نامزد

    noun

    Mentre estava promesa amb Josep, es va quedar embarassada miraculosament per esperit sant.

    او زمانی که نامزد یوسف بود، از طریق روحالقدس به شکلی خارقالعاده باردار شد.

  • نوید

    noun

    I quant més poder i promeses ofereix la ciència,

    و همان طور که علم قدرت و نوید های بیشتر را ارائه می کند،

  • ترجمه های کمتر

    • وارد
    • وعده
    • پیمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " promesa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "promesa" با ترجمه به فارسی

  • ایزوتوپهای پرومتیم
  • پرومتئوس
  • اسمان · بهشت · بهشت برین · خدا · سپهر · فردوس · قدرت پروردگار · گردون
  • پرومتیم · پرومتیوم
  • قراردادی · نامزد شده · نوکر · کج کلاه
  • پرومتئوس
اضافه کردن

ترجمه های "promesa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه