ترجمه "prova" به فارسی
آزمایش, اثبات, اثباتی بهترین ترجمه های "prova" به فارسی هستند.
prova
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
آزمایش
nounEn aquests últims dies, la nostra fe es veu sotmesa a moltes proves.
ایمان ما در سختیهای بسیار این ایّام آخر تحت آزمایش قرار میگیرد.
-
اثبات
nounSe li hauria de permetre provar la seva lleialtat.
بايد براي اثبات وفاداريش يک شانسي بهش بدين.
-
اثباتی
nounPer què el Regne és una prova de l’amor de Jehovà?
چرا پادشاهی خدا اثباتی است بر محبت او به ما؟
-
ترجمه های کمتر
- استفاده آزمایشی
- تجربه
- شوخی
- پرسش و آزمون
- چیز عجیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prova " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prova" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش تصادفی کنترلشده
-
آزمایش جنگافزار هستهای
-
آزمایش حاملگی
-
آزمون رگرسیون
-
تست نرمافزار
-
آزمودن · سعیکردن · نشان دادن · پژوهیدن · چشیدن · کوشیدن
-
آزمایش واحد
-
نمونه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن