ترجمه "provar" به فارسی

آزمودن, سعیکردن, نشان دادن بهترین ترجمه های "provar" به فارسی هستند.

provar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمودن

    verb

    Josep fa una cosa per posar a prova els seus deu mig germans.

    حالا یُوسف برای آزمودن ۱۰ برادر ناتنی خود کاری میکند.

  • سعیکردن

  • نشان دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • پژوهیدن
    • چشیدن
    • کوشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " provar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "provar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "provar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه