ترجمه "rarament" به فارسی
به ندرت, ندرت بهترین ترجمه های "rarament" به فارسی هستند.
rarament
adverb
-
به ندرت
Però rarament deixàvem passar un dissabte sense predicar.
با این حال، به ندرت پیش میآمد که در روز شنبه به موعظه نرویم.
-
ندرت
Però rarament deixàvem passar un dissabte sense predicar.
با این حال، به ندرت پیش میآمد که در روز شنبه به موعظه نرویم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rarament " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن