ترجمه "rasa" به فارسی
حفره, خندق, سنگر بهترین ترجمه های "rasa" به فارسی هستند.
rasa
-
حفره
noun -
خندق
nounAmb sort, deu ser morta en una rasa a algun lloc.
اگه حوش شانس باشه تو يه خندق افتاده و مرده.
-
سنگر
noun -
چال
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rasa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rasa" با ترجمه به فارسی
-
راگا
-
دنبالهدار مسیر خورشیدی
-
پهن کردن
-
یوهانس راو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن