ترجمه "rin" به فارسی

راین, رود راین, Rāyn بهترین ترجمه های "rin" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Som l'única unitat que té als alemanys al costat alemany del Rin. ↔ ما تنها يگاني هستيم که آلمانيها رو اونور راين نگه داشتن.

rin
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • راین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rin proper masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • رود راین

  • Rāyn

تصاویر با "rin"

عباراتی شبیه به "rin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Som l'única unitat que té als alemanys al costat alemany del Rin.
ما تنها يگاني هستيم که آلمانيها رو اونور راين نگه داشتن.
És invocat per la Rin per lluitar al seu costat.
او به میدان برای مبارزه با رن میرود.
El 1886, Bleuler va ser nomenat director d'una clínica de psiquiatria a Rheinau, hospital localitzat en un antic monestir sobre una illa del riu Rin.
در سال ۱۸۸۶ بلولر مدیر کلینیک روانپزشکی رینو شد که بیمارستانی واقع در یک صومعه قدیمی در جزیرهای در رود راین بود.
Estava casada amb el rei Gjúki, del Rin meridional, Borgonya.
او همسر گیوکی پادشاه جنوب راین، بورگوین بود.