ترجمه "rosa" به فارسی
گل, رنگ صورتی, صورتی بهترین ترجمه های "rosa" به فارسی هستند.
rosa
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
گل
nounI quan un Tyrell es tira un pet, fa olor de roses.
و وقتي يک " تيرل " بگوزه, بوي گل مي ده.
-
رنگ صورتی
-
صورتی
adjectivecolor
El meu germà volia un globus vermell i jo volia un globus rosa.
برادرم یک بادکنک قرمز خواست، و من یک بادکنک صورتی.
-
ترجمه های کمتر
- گل رز
- گل سرخ
- رز
- رز (ریاضی)
- سرخجه
- ورد
- پاپکرن
- پر گل
- پف فیل
- چس فیل
- گلگون
- گلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rosa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rosa"
عباراتی شبیه به "rosa" با ترجمه به فارسی
-
نقطه شبنم
-
ارکاک · افشنگ · افشک · بشک · بژم · سقیط · شبنم · شهنگانه · نم · پسگک · پشتک · ژاله
-
گانز ان روزز
-
فلامینگوی بزرگتر
-
بلوند
-
گلاب
-
مثلث صورتی
-
پیتیریازیس روزهآ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن