ترجمه "sabater" به فارسی
کفشگر, کفاش, کفش دوز بهترین ترجمه های "sabater" به فارسی هستند.
sabater
-
کفشگر
-
کفاش
noun -
کفش دوز
El meu pare era sabater.
پدرم یه کفش دوز بود.
-
کفّاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sabater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن