ترجمه "saber" به فارسی
دانستن, دانش, tavânestan بهترین ترجمه های "saber" به فارسی هستند.
saber
verb
دستور زبان
-
دانستن
verbTot el que no sé m'ha fet més humil.
بحد کافی از دانستن آنچه نمی دانم کوچک شده ام.
-
دانش
nounAra els mestres saben exactament què han fet els alumnes,
الان معلمها دقیقا می دونند که دانش آموزها در چه وضعی هستند.
-
tavânestan
-
ترجمه های کمتر
- آگاهی
- دانِستَن
- درک کردن
- دونستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "saber" با ترجمه به فارسی
-
من نمیدانم · نمیدانم · نمیدونم
-
آگهی دادن · آگهی کردن · انتشار دادن · تبلیغات کردن
-
فوت و فن
-
اموزش · معرفت
-
غصه خوردن · مشتاق بودن · مناسب بودن · میل داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن