ترجمه "seca" به فارسی
ضرابخانه, خشکسالی, ساحل شنی بهترین ترجمه های "seca" به فارسی هستند.
seca
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
ضرابخانه
-
خشکسالی
nounLa gent creia que Baal era «el genet dels núvols», és a dir, el déu que faria ploure i posaria fi a l’estació seca.
پرستندگان بَعْل بر این باور بودند که بَعْل، خدایی «سوار بر ابر» است که در پایان فصل بیآبی و خشکسالی سبب بارش باران میشود.
-
ساحل شنی
noun -
کرانه ماسه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seca" با ترجمه به فارسی
-
سنزسریف
-
خشکهچین
-
khoshk · اجمالی · استخوانی · خشک · رام نشده · نحیف · کوتاه ومختصر
-
خشکبار
-
خشکی چشم
-
کویر
-
تریپل سک
-
تقطیر خشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن