ترجمه "sec" به فارسی
خشک, khoshk, اجمالی بهترین ترجمه های "sec" به فارسی هستند.
sec
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
خشک
adjectiveEls sacerdots que porten l’arca del pacte caminen fins al bell mig del riu, que ara està sec.
کاهِنان که صندوق عهد را حمل میکنند، درست تا وسط رود خشک میروند.
-
khoshk
-
اجمالی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- استخوانی
- رام نشده
- نحیف
- کوتاه ومختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sec " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sec" با ترجمه به فارسی
-
مرکز شهرستان
-
سنزسریف
-
جا · صندلی
-
صندلیپران
-
مجموعه سوپاپ
-
neshastan · نشستن · نِشَستَن
-
خشکهچین
-
او · بنگر · ستاد · پایگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن