ترجمه "seu" به فارسی
ستاد, او, بنگر بهترین ترجمه های "seu" به فارسی هستند.
seu
pronoun
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
ستاد
noun -
او
pronounEll va ser un pioner en el seu camp d'estudi.
او در آن زمینه پیشاهنگ بود.
-
بنگر
noun31 perquè, vet aquí, que no aconseguiran les seves maquinacions de mentir en contra d’aquelles paraules.
۳۱ زیرا، بنگر، آنها طرح های پلیدشان را در دروغ گویی علیه آن کلمات به انجام نخواهند رساند.
-
پایگاه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seu" با ترجمه به فارسی
-
مرکز شهرستان
-
سنزسریف
-
جا · صندلی
-
صندلیپران
-
مجموعه سوپاپ
-
neshastan · نشستن · نِشَستَن
-
khoshk · اجمالی · استخوانی · خشک · رام نشده · نحیف · کوتاه ومختصر
-
خشکبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن