ترجمه "seient" به فارسی
صندلی, جا بهترین ترجمه های "seient" به فارسی هستند.
seient
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
صندلی
nounA l'Archie Bunker el van fer fora del seu lloc juntament amb tots nosaltres fa 40 anys.
Archie Bunker رو از روی صندلی راحتیش راندند به همرا بقیه ما 40 سال پیش.
-
جا
nounTot el que el seu pare no ha robat o destruit hi cap en aquesta capsa.
کل چيزايي که پدرش ندزديد يا خراب نکرد تو اين جعبه جا ميشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "seient"
عباراتی شبیه به "seient" با ترجمه به فارسی
-
مرکز شهرستان
-
سنزسریف
-
صندلیپران
-
مجموعه سوپاپ
-
neshastan · نشستن · نِشَستَن
-
khoshk · اجمالی · استخوانی · خشک · رام نشده · نحیف · کوتاه ومختصر
-
او · بنگر · ستاد · پایگاه
-
خشکبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن