ترجمه "sorra" به فارسی
ماسه, ریگ, شن بهترین ترجمه های "sorra" به فارسی هستند.
sorra
noun
feminine
دستور زبان
-
ماسه
nounS'ancora a la sorra inflant un globus al final de la seva soca.
و خودش را به ماسه متصل می کند بوسیله باد کردن بادکنکی در انتهای تنه خودش.
-
ریگ
noun -
شن
nounVaig arraulir-me al seu costat i vaig posar-li sorra a l'altre braç i després a les cames.
غلت زدم و کنار او رفتم و روی دست دیگرش و بعد روی پاهایش شن ریختم.
-
ترجمه های کمتر
- måse
- rig
- ساعت شنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sorra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sorra" با ترجمه به فارسی
-
ساحل شنی · سد ساحلی · کرانه ماسه
-
ساعت شنی
-
طوفان ریگ · طوفان شن · گرم باد
-
دام · ریگ روان
-
گربه شنی
-
ریختهگری شنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن