ترجمه "sort" به فارسی
شانس, اتفاق, بخت بهترین ترجمه های "sort" به فارسی هستند.
sort
noun
feminine
دستور زبان
-
شانس
nounVaig tenir la sort de que el meu pare fos un cuiner fantàstic.
از شانس من پدرم آشپزی فوق العاده بود.
-
اتفاق
noun -
بخت
nounPerò Isaïes 65:11 (BCI) em va ajudar a veure què pensa Jehovà sobre els qui confien en el «déu de la sort».
اِشَعْیا ۶۵:۱۱به من کمک کرد که دید یَهُوَه را در مورد کسانی که به طلسم و بخت معتقدند، درک کنم.
-
ترجمه های کمتر
- تقدیر
- خطر
- خوشبختی
- سرنوشت
- مخاطره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sort " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sort" با ترجمه به فارسی
-
مرتبسازی گورزاد
-
مرتبسازی حبابی
-
بدبختی · بدشانسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن