ترجمه "tar" به فارسی
تار ترجمه "tar" به فارسی است.
tar
-
تار
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tar" با ترجمه به فارسی
-
تارس · قوزک پا
-
اسیب · نقص
-
احمق
-
استخوان ناوسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن