ترجمه "vet" به فارسی
حق وتو, حق رد, رای مخالف بهترین ترجمه های "vet" به فارسی هستند.
vet
noun
masculine
دستور زبان
-
حق وتو
Prerrogativa
-
حق رد
noun -
رای مخالف
noun
-
ترجمه های کمتر
- رد
- منع
- نشانه مخالفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vet" با ترجمه به فارسی
-
صدا پیشه
-
ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
احساس · استدلال · ترغیب · تشویق · تمایل · دید · دیدگاه · زاویه · عاطفه · عقیده دینی · قسم · لحاظ · نظر · نقطه ثابت · نقطه نظر · نقطهنظر · گمان
-
باریک شدن · نمایان شدن
-
صدا روی پروتکل اینترنت
-
حق رد · رای مخالف · رد · نشانه مخالفت
-
درز · درز لباس · سنگ طلا
-
رنگارنگ · زنده · سرزنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن