ترجمه "viu" به فارسی
زنده, رنگارنگ, سرزنده بهترین ترجمه های "viu" به فارسی هستند.
viu
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
زنده
adjectiveEl rei és mort, visca el rei!
پادشاه مرده است، زنده باد پادشاه!
-
رنگارنگ
adjective -
سرزنده
adjectiveAquella mateixa nit, em vaig trobar amb un grup de música en viu mudats amb conjunts coordinats.
در اين غروب خاص، با اين گروه سرزنده روبرو شدم كه در لباسهايى هماهنگ تى شرت پوشيده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "viu" با ترجمه به فارسی
-
صدا پیشه
-
ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
احساس · استدلال · ترغیب · تشویق · تمایل · دید · دیدگاه · زاویه · عاطفه · عقیده دینی · قسم · لحاظ · نظر · نقطه ثابت · نقطه نظر · نقطهنظر · گمان
-
ویوین لی
-
باریک شدن · نمایان شدن
-
صدا روی پروتکل اینترنت
-
آوا · آواز · اظهار · بانگ · حرف · دنگ · سخنگویی · صدا · صدای انسان · موسیقی آوازی · گوينده · گوینده
-
حق رد · حق وتو · رای مخالف · رد · منع · نشانه مخالفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن