ترجمه "viure" به فارسی
زیستن, زندگی کردن, اقامت داشتن بهترین ترجمه های "viure" به فارسی هستند.
viure
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
زیستن
verbNo coneixien una altra forma de viure que no fos perseguint els seus somnis.
آنها هیچ راه دیگری برای زیستن نمی شناختند غیر از اینکه رویاهایشان را دنبال کنند.
-
زندگی کردن
verbEntenen que van viure ahir i que viuran demà.
میدانند که دیروز زندگی کردند و فردا هم زندگی خواهند کرد.
-
اقامت داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بودن
- زنده بودن
- زیست کردن
- ساکن شدن
- مسکون کردن
- موجود بودن
- وجود داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "viure" با ترجمه به فارسی
-
ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
ویوین لی
-
رنگارنگ · زنده · سرزنده
-
مارک ویوین فو
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
گروهی از موجودات زنده
-
جاوید · زنده باد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن