ترجمه "visor" به فارسی

تماشاگر, ناظر, نمایاب بهترین ترجمه های "visor" به فارسی هستند.

visor
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • تماشاگر

    noun
  • ناظر

    noun
  • نمایاب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " visor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Visor
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • نمایاب

اضافه کردن

ترجمه های "visor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه