ترجمه "vista" به فارسی
دید, بینایی, منظره بهترین ترجمه های "vista" به فارسی هستند.
vista
noun
feminine
دستور زبان
-
دید
nounA continuació veurem què és el que realment ensenya la Bíblia.
در ادامه خواهیم دید که کتاب مقدّس در حقیقت چه تعلیم میدهد.
-
بینایی
nounTotes aquestes coses i moltes més estan lligades al vostre cervell a la vostra vista.
همه اینها و خیلی چیزهای دیگر در مغز شما به بینایی مرتبط هستند.
-
منظره
nounCreus que vaig venir a admirar la vista?
فکر کردي اومدم اينجا که منظره رو تماشا کنم ؟
-
ترجمه های کمتر
- استماع دادرسی
- بینش
- ویو
- چشم انداز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vista" با ترجمه به فارسی
-
صدا پیشه
-
تاپ
-
وینگسوییت
-
جامه
-
آرایش · رخت · طرز · طرز رفتار · لباس · لباس محلی · مزین · پوشاک ویژه · کسوت
-
برتن کردن · پوشیدن
-
احساس · استدلال · ترغیب · تشویق · تمایل · دید · دیدگاه · زاویه · عاطفه · عقیده دینی · قسم · لحاظ · نظر · نقطه ثابت · نقطه نظر · نقطهنظر · گمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن