ترجمه "hora" به فارسی
کوهستان, کوه, kuh بهترین ترجمه های "hora" به فارسی هستند.
hora
noun
feminine
دستور زبان
vyvýšenina povrchu země
-
کوهستان
nounByl jsem na horách.
من در کوهستان هستم.
-
کوه
nounkrajinný prvek, jehož výška je větší než průměrná výška krajiny
První část pojednává o tom, co se stalo u hory Sinaj.
بخش اوّل، اتفاقاتی که در کوه سینا رخ داد.
-
kuh
-
ترجمه های کمتر
- تپه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hora"
عباراتی شبیه به "hora" با ترجمه به فارسی
-
تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
-
رشتهکوه راکی
-
صربستان و مونتهنگر · صربستان و مونتهنگرو
-
تختال (جغرافیا)
-
تختتپه
-
رشتهکوه راکی
-
مونتهنگرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن