ترجمه "hory" به فارسی
كوهها, تپهها, درههاي مرتفع بهترین ترجمه های "hory" به فارسی هستند.
hory
-
كوهها
a skryl mě v horách jako zločince.
من رو مثل يك فراري... به كوهها برد و پنهانم كرد
-
تپهها
Bůh může zvážit hory a pahorky na vahách.
خدا میتواند کوهها و تپهها را در کفههای ترازو وزن کند.
-
درههاي مرتفع
-
ترجمه های کمتر
- زمینهای مرتفع
- كوهپايهها
- نواحي كوهستاني
- نواحي مرتفع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hory" با ترجمه به فارسی
-
kuh · تپه · کوه · کوهستان
-
رشتهکوه راکی
-
صربستان و مونتهنگر · صربستان و مونتهنگرو
-
تختال (جغرافیا)
-
تختتپه
-
رشتهکوه راکی
-
مونتهنگرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن