ترجمه "bechgyn" به فارسی
پسر, پس بهترین ترجمه های "bechgyn" به فارسی هستند.
bechgyn
noun
masculine
دستور زبان
-
پسر
noun masculineIe, bywyd, nid rhyw ffurf annelwig, a ddychwelodd i’r bachgen.
خیر، چیزی همچون شبح به درون آن پسر بازنگشت بلکه زندگیاش به او بازگشت.
-
پس
adjective conjunction noun adverbFelly, gorchmynnodd Pharo i’r bobl: ‘Cymerwch bob bachgen sy’n cael ei eni i’r Israeliaid a lladdwch ef.
پس فرعون، این فرمان را به تمامی افرادش داد: ‹پسربچههای اسرائیلی را بگیرید و آنها را بکشید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bechgyn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bechgyn" با ترجمه به فارسی
-
رایکا · ریدک · پس · پسر · پسر بچّه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن