ترجمه "bedd" به فارسی
gur, قبر, گور بهترین ترجمه های "bedd" به فارسی هستند.
bedd
noun
masculine
دستور زبان
-
gur
-
قبر
nounWrth gyrraedd y bedd, fe orchmynnodd Iesu symud ymaith y garreg a gaeai ei fynedfa.
وقتی عیسی نزدیک قبر رسید دستور داد سنگی را که ورودی آن را بسته بود بردارند.
-
گور
nounMae rhai cyfieithiadau o’r Beibl yn trosi’r geiriau hyn fel “bedd,” “uffern,” neu “bwll.”
در ترجمهٔ فارسی کتاب مقدّس این دو واژه گاهی «گور» و «حفره» ترجمه شدهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bedd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bedd"
عباراتی شبیه به "bedd" با ترجمه به فارسی
-
مل · میانگبین · گفتن
-
گور دسته جمعي
-
میانگبین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن