ترجمه "glas" به فارسی
آبی, sabz, ābi بهترین ترجمه های "glas" به فارسی هستند.
glas
adjective
دستور زبان
-
آبی
noun feminineاز رنگ های اصلی
Dangos y sgôr cyfredol. Mae' n troi yn las os mae' n sgôr gorau ac yn goch os mae' n sgôr gorau lleol
نمایش امتیاز جاری. اگر یک امتیاز بالا باشد آبی میشود و اگر بهترین امتیاز محلی باشد قرمز میشود
-
sabz
-
ābi
-
ترجمه های کمتر
- آنی
- سبز
- لاجوردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glas" با ترجمه به فارسی
-
زاغی آبی سریلانکا
-
لاسوگاس
-
مسجد سلطان احمد
-
گرینلند
-
سنگ کبود
-
چرخریسک سر آبی
-
اردک آبی
-
ماهیخورک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن