ترجمه "gwely" به فارسی

بستر, رختخواب, تختخواب بهترین ترجمه های "gwely" به فارسی هستند.

gwely noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun

    Gwahanodd Jehofa y dyfroedd, gan adael i’r Israeliaid gerdded ar wely sych y môr rhwng waliau o ddŵr!

    ولی یَهُوَه دریای سرخ را گشود تا اسرائیلیان از بستر دریا، مابین دو دیوار آب عبور کنند!

  • رختخواب

    noun

    Felly, aeth Samuel yn ôl i’w wely.

    سَمُوئیل هم به رختخواب خود برمیگردد.

  • تختخواب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gwely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gwely
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • تختخواب

تصاویر با "gwely"

عباراتی شبیه به "gwely" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gwely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه