ترجمه "gwen" به فارسی
سِفيد, سفید, سپید بهترین ترجمه های "gwen" به فارسی هستند.
gwen
adjective
feminine
دستور زبان
-
سِفيد
-
سفید
adjectiveWrth i’r bwledi hisian o’m cwmpas, codais hances boced wen.
گلولهها به طرفم شلیک میشد. به آرامی دستمالی سفید را بالا آوردم.
-
سپید
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پوزخند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gwen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gwen
proper
feminine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gwen" در فرهنگ لغت ولزی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gwen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gwen" با ترجمه به فارسی
-
مرغابی شمال اروپا و آسيا
-
خرس قطبی
-
نلک
-
آبله
-
آبله
-
بلاروس
-
گل برفی
-
جغد انبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن