ترجمه "Bombe" به فارسی
بمب, بمب, قنبره بهترین ترجمه های "Bombe" به فارسی هستند.
Bombe
-
بمب
nounBomben tog hans liv i stedet for mit.
يکي از بمب هاي کنار جاده اي تيکه تيکه ش کرد روي همون صندلي اي که من بايد ميشستم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bombe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bombe
noun
common
w
دستور زبان
-
بمب
nounVragdelene og øjenvidner siger, det lignede en bombe.
طبق چیزایی که شاهدان عینی گفتن و از آوار مشاهده شده ، انگار مثل یه بمب بوده.
-
قنبره
noun
تصاویر با "Bombe"
عباراتی شبیه به "Bombe" با ترجمه به فارسی
-
بمب منطقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن