ترجمه "Bor" به فارسی

مته, بور, تمرین بهترین ترجمه های "Bor" به فارسی هستند.

Bor
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مته

    Mine venner, der er et kæmpe bor her i bygningen.

    رفيق يه مته گنده تو اين ساختمون هست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bor noun verb neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بور

    noun

    یکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها

    Overskud af bor giver farve.

    وجود عنصر بور ، اين رنگ رو توليد کرده

  • تمرین

    noun
  • درل

    Nulstil boret, siger jeg.

    گفتم درل رو فعال کنين!

تصاویر با "Bor"

عباراتی شبیه به "Bor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه