ترجمه "Bor" به فارسی
مته, بور, تمرین بهترین ترجمه های "Bor" به فارسی هستند.
Bor
-
مته
Mine venner, der er et kæmpe bor her i bygningen.
رفيق يه مته گنده تو اين ساختمون هست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bor
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
بور
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
Overskud af bor giver farve.
وجود عنصر بور ، اين رنگ رو توليد کرده
-
تمرین
noun -
درل
Nulstil boret, siger jeg.
گفتم درل رو فعال کنين!
تصاویر با "Bor"
عباراتی شبیه به "Bor" با ترجمه به فارسی
-
کجا زندگی میکنید
-
در ملبورن زندگی میکنم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن