ترجمه "bordeaux" به فارسی

بردو, بوردو, بردو بهترین ترجمه های "bordeaux" به فارسی هستند.

bordeaux noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردو

  • بوردو

    Jeg har en flaske Bordeaux fra 1978 i mit skab.

    . يه بطري مشروبِ " بوردو " واسه سال 78 تو ماشينم دارم ( داره خَرِش ميکنه )

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bordeaux " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bordeaux

Bordeaux (vindistrikt)

+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردو

    Bordeaux (by)

  • بوردو

    Jeg har en flaske Bordeaux fra 1978 i mit skab.

    . يه بطري مشروبِ " بوردو " واسه سال 78 تو ماشينم دارم ( داره خَرِش ميکنه )

عباراتی شبیه به "bordeaux" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bordeaux" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه