ترجمه "Bug" به فارسی

اشکال نرمافزاری, معده, شکم بهترین ترجمه های "Bug" به فارسی هستند.

Bug
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشکال نرمافزاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bug noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun
  • شکم

    noun

    Et æg oven på fødderne, der holdes varmt af hudfolden på bugen.

    يک تخم که در بالاي پاهايشان و در زير برآمدگي شکم نرمشان گرم نگه داشته مي شود.

  • بطن

    noun
  • کم

    adjective pronoun noun

تصاویر با "Bug"

اضافه کردن

ترجمه های "Bug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه