ترجمه "buffer" به فارسی
حافظه میانی, میانگیر, محلول بافر بهترین ترجمه های "buffer" به فارسی هستند.
buffer
noun
common
دستور زبان
-
حافظه میانی
-
میانگیر
Valg af denne indstilling synkroniserer disse to buffere
گزینش این گزینه ، این دو میانگیر را همگام میکند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buffer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Buffer
-
محلول بافر
عباراتی شبیه به "buffer" با ترجمه به فارسی
-
حافظه میانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن