ترجمه "buffer" به فارسی

حافظه میانی, میانگیر, محلول بافر بهترین ترجمه های "buffer" به فارسی هستند.

buffer noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظه میانی

  • میانگیر

    Valg af denne indstilling synkroniserer disse to buffere

    گزینش این گزینه ، این دو میان‌گیر را همگام می‌کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buffer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Buffer
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • محلول بافر

عباراتی شبیه به "buffer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "buffer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه