ترجمه "Dukke" به فارسی

عروسک, عروسک, دخترک بهترین ترجمه های "Dukke" به فارسی هستند.

Dukke
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عروسک

    noun

    Hun var syg efter at få en dukke til jul.

    او دلش خیلی یک عروسک برای کریسمس می خواست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dukke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dukke verb noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عروسک

    noun

    Hun var syg efter at få en dukke til jul.

    او دلش خیلی یک عروسک برای کریسمس می خواست.

  • دخترک

    noun
  • کلاف

    noun

تصاویر با "Dukke"

اضافه کردن

ترجمه های "Dukke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه