ترجمه "Gidsel" به فارسی
گروگانگیری, گرو, گروگان بهترین ترجمه های "Gidsel" به فارسی هستند.
Gidsel
-
گروگانگیری
nounVi faldt over jeres hemmelighed efter en gidsel situation.
بعد از ماجرای گروگانگیری راز کوچیکت برملا شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gidsel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
gidsel
Noun
دستور زبان
-
گرو
noun -
گروگان
nounMen en del af det Internet holdes som gidsel af mindre noble aspekter ved menneskers opførsel.
اما بخشی از این اینترنت گروگان گرفته شده توسط جنبه های کمتر شرافتمندانه رفتار ما.
-
گروگانگیری
nounVi faldt over jeres hemmelighed efter en gidsel situation.
بعد از ماجرای گروگانگیری راز کوچیکت برملا شد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن