ترجمه "Gift" به فارسی

سم, زهر, شوهردار بهترین ترجمه های "Gift" به فارسی هستند.

Gift
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سم

    noun

    Giften hjælper din krop. Den hjælper dig med at genfinde dine hænder.

    اين سم ها با بدنت باهم کار ميکنن کمکت ميکنن که دوباره دستت رو پيدا کني

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gift " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gift adjective noun verb common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زهر

    noun

    Men jeg kan sige, at der er noget slem gift i det sår.

    ميتونم بگم که درون زخم زهر خيلي بدي هست.

  • شوهردار

    adjective
  • متاهل

    adjective

    Jeg er en gift kvinde nu, min dame.

    من الان يه زن متاهل ام بانوي من.

  • ترجمه های کمتر

    • zahr
    • سم
    • سمی
    • شرنگ
    • عروسیکرده
    • متأهل
    • مسموم

تصاویر با "Gift"

عباراتی شبیه به "Gift" با ترجمه به فارسی

  • ازدواج · ازدواج کردن · زناشويي · پیوند
  • زوجهای ازدواج کرده
اضافه کردن

ترجمه های "Gift" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه