ترجمه "Jord" به فارسی
خاک, زمین, خاک بهترین ترجمه های "Jord" به فارسی هستند.
Jord
-
خاک
nounJorden er meget blød - så blød, at rødder nemt kan gennemtrænge det, hurtigt.
این خاک خیلی نرم است -- آنقدر نرم، که ریشهها میتوانند به راحتی در آن نفوذ کنند، و به سرعت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Jord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
jord
noun
common
w
دستور زبان
-
زمین
nounEt æble faldt på jorden.
سیبی روی زمین افتاد.
-
خاک
nounDe skaber det frugtbare lag som alt liv på jorden er forbundet af.
آنها خاک راداراي لايه اي حاصلخيز مي کنند که در تمام عمر زمين به هم پيوسته است.
-
zamin
-
ترجمه های کمتر
- سرزمین
- دنیا
- زندگی
- موجودیت
- وجود
- کشور
- کیهان
- گرد
- گوی
تصاویر با "Jord"
عباراتی شبیه به "Jord" با ترجمه به فارسی
-
دور دنیا در هشتاد روز
-
پوکی
-
замин · ارض · زمين · زمی · زمین
-
اِرت · زمین
-
سیاست زمین سوخته
-
ارت کردن · زمین کردن
-
زمین · کره ذمین
-
باخاک یکسان کردن · تراز کردن · خراب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن